ایران سبز

Wednesday, June 9, 2010

شورای امنیت چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران را تصویب کرد



سازمان ملل متحد روز چهارشنبه نوزدهم خردادماه چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران را تصویب کرد



پیشتر خبرگزاری ها گزارش داده بودند که یک دانشمند هسته ای، ۲۲ شرکت که به ارتباط داشتن با برنامه های اتمی و موشکی ايران متهم شده اند، ۱۵ موسسه متعلق به سپاه و سه نهاد زير مجموعه خطوط کشتيرانی ايران، در فهرست تحريم های احتمالی قرار دارند.



خبرگزاری ها و رسانه های بین المللی لیست تحریم های جدید را که در پیش نویس قطعنامه نوشته شده، منتشر کرده اند.



به گزارش خبرگزاری فرانسه، تنها فردی که در لیست تحریم ها قرار دارد، جواد رحيقی است که رياست مرکز فن آوری های هسته ای سازمان انرژی اتمی ايران را بر عهده دارد. یکی از مسئولیت های این مرکز، نظارت بر تاسیسات غنی سازی اورانیوم در اصفهان است.



برخی از موسسه ها و شرکت هايی که در ليست تحريم های احتمالی قرار خواهند گرفت در خارج از ايران بوده ولی تحت کنترل جمهوری اسلامی قرار دارند و يا در راستای اهداف آن فعاليت می کنند، از جمله «فرست ايست اگزپورت بانک» که در مالزی است ولی تحت کنترل بانک ملت ايران است.



۲۲ شرکت و موسسه متهم به ارتباط به فعاليت های موشکی و هسته ای شده و در فهرست تحريم های احتمالی قرار می گيرند از جمله دانشگاه مالک اشتر در تهران، صنايع امين در مشهد، ابزار برش کاوه در تهران، «فرست ايست اگزپورت بانک» در مالزی، صنايع شهيد خرازی و مرکز تحقيقات کشاورزی و پزشکی هسته ای کرج.



۱۵ شرکت و موسسه وابسته به سپاه پاسداران نيز در ليست تحريم های احتمالی قرار دارند از جمله قرارگاه سازندگی خاتم الانبياء سپاه، عمران ساحل، راه ساحل و سپانير.



سه نهاد زير مجموعه خطوط کشتيرانی ايران نیز، از جمله «ایریسل بنلوکز» در بلژیک و خط کشتی رانی جنوب در فهرست تحریم ها قرار دارند.



بیشتر بخوانید:



پوتین: در مورد تحریم‌های جدید علیه ایران اتفاق نظر وجود دارد



در صورت تصويب قطعنامه، دارايی های اين شرکت ها در بانک های خارجی بايد مسدود شود.



به گزارش خبرگزاری آلمان، سوزان رايس سفير آمريکا در سازمان ملل متحد، روز سه شنبه با ابراز اطمينان از تصويب چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران گفت: «اين قطعنامه تاثیر مهمی بر تلاش های ايران در زمينه هسته ای خواهد شد.»



خانم رايس اين قطعنامه را «قطعنامه شماره ۱۹۲۹» خواند. اين در حالی است که شماره قطعنامه ها پس از تصويب در شورای امنيت اعلام می شود.



هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، نیز يک روز پيش از رای گيری شورای امنيت سازمان ملل متحد درباره چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران گفت: «این قطعنامه شامل مهم ترين تحريم هايی خواهد بود که ايران تا کنون با آن مواجه شده است.»



هيلاری کلينتون که همراه با رافائل کوريا، رييس جمهوری اکوادور، در یک کنفرانس خبری صحبت می کرد، درباره چهارمين قطعنامه تحريم ايران گفت: «فکر می کنم منصفانه است (که بگويم) اين تحريم ها مهم ترين تحريم هايی است که ايران تا کنون با آن مواجه شده است.»



در همين حال، محمد خزاعی، سفير و نماينده دائم ايران در سازمان ملل، در واکنش به اخبار مربوط به تصویب قطعنامه تازه عليه ايران به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گفت: تلاش سه کشور غربی برای تصويب قطعنامه جديدی عليه ايران در شورای امنيت ، اشتباهی بزرگ است و اقدام عجولانه آنها راه تعامل را از مسير طبيعی خود منحرف می‌کند



دستکم سه عضو غير دائم شورای امنيت يعنی برزيل، ترکيه و لبنان به اين قطعنامه رای مثبت نخواهند داد. پنج عضو دائم شورای امنيت يعنی آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا و فرانسه که حق وتو دارند، اعلام کرده اند از اين قطعنامه پشتيبانی خواهند کرد



شورای امنيت سازمان ملل متحد طی سه قطعنامه تحريمی از ايران خواسته است که فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را متوقف کند. ايران با سرپيچی از اين قطعنامه ها برنامه غنی سازی اورانيوم را توسعه داده است.



محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، روز سه شنبه در ترکیه تهدید کرد در صورت تصویب قطعنامه چهارم تحریم ها علیه تهران گفت و گو های ایران با کشورهای غربی بر سر برنامه هسته ای این کشور متوقف خواهد شد

پاسخ دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به یک سال تهمت و توهین

دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی جوابیه‌ای را خطاب به روزنامه وطن امروز منتشر کرد



در این جوابیه آمده است: روزنامه وطن امروز، روز یكشنبه 9 خرداد ماه 1389 به بهانه انتشار نامه سال گذشته آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری، اقدام به انتشار مجدد نامه رئیس شورای سیاستگذاری خویش نمود



نامه‌ای كه نویسنده با علم به دروغ بودن محتویات و غیراخلاقی بودن ادبیات نوشته خویش از میزان تأثیر آن در تشویش اذهان عمومی آگاه است و با اندك انصاف روزنامه‌نگاری خواستار پاسخ برای تنویر افكار عمومی شده است.



اگرچه پاسخ‌گویی به نامه‌های این‌چنینی كه خالی از بدیهیات اخلاقی می‌باشد، نوعی گام نهادن به بیراهه است و به همین دلیل در چاپ اول، از كنار آن گذشتیم، اما بی‌پاسخ گذاشتن شبهات، باعث تسریع انحراف كنونی جامعه از اهداف انقلاب اسلامی و ظلمی مضاعف به آیندگان خواهد بود كه می‌خواهند بدانند در مقطع 30 ساله پس از انقلاب اسلامی بر كشورشان چه گذشته و می‌گذرد!



توضیح ضروری اینكه این پاسخ در كنار مخاطب خاص خویش، مخاطبان عام نیز دارد، به‌ویژه جوانان روشن‌ضمیر و پرسشگری كه بلوغ عقلی و سیاسی آنان، با فریادهای سهم‌خواهی و ادبیات قدرت‌طلبانه گروهی كه برای بقای خویش، زبرالحدیدهای امام راحل در مبارزه نفس‌گیر با رژیم پهلوی، یادگاران مردان و شهدای بزرگ انقلاب چون شهید بهشتی، شهید مطهری، آیت‌الله طالقانی، شهید رجایی، شهید همت، بیت شریف حضرت امام و مهمتر از همه تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی را متهم به انحراف از خط اصیل اسلام می‌دانند و با هدف زیر سؤال بردن اقدامات امام راحل و مقام معظم رهبری، امین‌ترین یاران آن دو بزرگوار را آماج تیر تهمت خویش قرار می‌دهند.



نویسنده متن سراسر تهمت و توهین كه كار كردن در شركت صنعتی پارس خودرو!! مقدمه مسئولیتش در سایت شریف نیوز سابق و روزنامه وطن امروز فعلی می‌باشد، متن خویش را با جمله به ظاهر زیبای «اخلاق، گمشده سیاست است» آغاز كرده تا اولاً تئوری شیطنت‌آمیز جدایی دین از سیاست را القا نماید و ثانیاً با انتساب لقب دروغگویی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان بارزترین روحانی عرصه‌های تقنینی و اجرایی در تاریخ معاصر، تهمت‌ها و ادعاهای دین‌ستیزان و روحانی‌گریزان را به كمال برساند. همان كاری كه آن نامزد انتخاباتی در آن مناظره كذایی در حق سه روحانی دیگر این دو عرصه سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی حجج‌الاسلام خاتمی، ناطق نوری و كروبی انجام داده است.



نویسنده كه به مصداق آن ضرب‌المثل قدیمی، كم‌حافظه شده است، متن خویش را با دروغی بزرگتر آغاز كرده است كه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به خاطر اطلاع‌رسانی وطن امروز از روزنامه شكایت كرده است و این در حالی است كه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از هیچ روزنامه‌ای و یا هیچ شخصی شكایت نكرده‌اند؟!!



بهانه چاپ مجدد این متن سراسر توهین و تهمت، انتشار نامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به آیت‌الله خامنه‌ای در سایت شخصی است.



توجه به این نكته خالی از لطف نیست كه این روزها بعضی از مراكز خبری و رسانه‌ای به بازبینی و انتشار مجدد آن نامه پرداختند كه نمونه بارز آن اختصاص دو قسمت از مطالب مسلسل با عنوان «مطالبات غیرقانونی» توسط روزنامه كیهان است كه به نقش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات و نامه ایشان به آیت‌الله خامنه‌ای پرداخته است.



چه شده است كه انتشار نامه از سوی كیهان افشاگری فتنه و سران فتنه!!! تلقی می‌شود، اما اگر همین نامه از سوی سایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منتشر شود، دمیدن بر آتش فتنه تلقی می‌گردد؟!



نویسنده نامه، دفاع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از دستاوردهای 30 ساله انقلاب در نامه به آیت‌الله خامنه‌ای را یك بدعت غیراخلاقی در مخالفت با رهبری معظم انقلاب می‌داند و با توجه به سوابق رسانه‌ای خویش فراموش كرده‌اند كه آن بدعت غیراخلاقی، غیرانسانی و غیراسلامی در مناظره تلویزیونی پایه‌ریزی شده است و اینك توسط پاره‌ای از رسانه‌های وابسته به یك جریان خاص ادامه دارد.



جای تعجب است كه جمله معروف رهبری معظم انقلاب در 14 خرداد 1388 در حرم امام را كه فرمودند: «صحیح و موردپسند نیست كه یك نامزد در نطق‌های تلویزیونی برای اثبات خود به نفی دیگران متوسل شود» را یا نشنیدند و یا نمی‌خواستند بشنوند و رئیس جمهور را ولایی‌ترین رئیس جمهور تاریخ ایران می‌دانند و سپس ابراز مطالب خلاف در مناظره تلویزیونی را حق ایشان برای جبران عدم حمایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از دولت می‌شناسند.



به فرض محال كه حمایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از آقای موسوی در انتخابات مسجل شده بود، آیا به گناه حمایت یك شخص از یك نامزد، باید هر دروغی را كه به ذهن می‌آید، علیه آن شخص و خانواده ایشان در تلویزیون گفت؟!



گذشته از همه این مسائل، وقتی شخص آیت‌الله خامنه‌ای در ملاقات حضوری با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌فرمایند درباره اصل و محتوای نامه هیچ ملاحظه‌ای ندارند و یك بار به صورت خصوصی و یك بار در نماز جمعه هم به خلاف‌گویی‌های آن نامزد پاسخ می‌دهند، چگونه عده‌ای زیر لوای دروغین حمایت از رهبری، ملاحظه‌تراشی می‌كنند؟!



چگونه است كه سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مقام امام جمعه منصوب مقام ولایت در خصوص لزوم سلامت انتخابات، حمایت از یك نامزد تلقی می‌شود؟ مگر قبل از انتخابات اسب‌های همت زین شده بود كه چه كسی انتخاب شود؟!



سابقه تذكرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خصوص سلامت انتخابات، محدود به دیروز و امروز نیست، از همان ماههای نخستین پس از انقلاب اسلامی كه به حكم مستقیم امام راحل به عنوان سرپرست وزارت كشور برای برگزاری انتخابات شدند، وقتی با سخنان دلسوزانه!!! یكی از مسئولین وقت وزارت كشور مواجه شد كه بفرمایید انقلاب به چه كسانی نیاز دارد تا نامشان را از صندوق آرای مردم بیرون بیاوریم!!، عتاب آلود آن كلام دلنشین امام را تكرار كرده‌اند كه «میزان رأی مردم است»



این چه شیوه ناشیانه در سیاست است كه 12 سال پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 اولاً وقیحانه خود را همه‌كاره انقلاب می‌دانید و ثانیاً وقیحانه‌تر می‌گویید اگر سخنان هاشمی رفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات نبود، خاتمی رئیس جمهور نمی‌شد؟!! آیا غیر از این است كه اعتراف می‌كنید از همان سال به دنبال شكل‌دهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید؟!! آیا حضور 106 درصدی همه مردم یكی از استان‌های غربی كشور در همان انتخابات كافی نیست كه به عنوان منادیان دروغین مردم‌سالاری دینی اسلامی خجالت بكشید؟!



چرا نمی‌گویید دور جدید اظهار نگرانی‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از عدم توجه به رأی مردم و سلامت انتخابات از زمانی شروع شده است كه بعضی از شخصیت‌های مؤثر دست‌اندركار انتخابات صراحتاً اعلام می‌كردند كه رأی مردم در حكومت اسلامی تشریفاتی و زینتی است؟!



چرا وقتی می‌خواهید تسلسل تاریخ برگزاری انتخابات را طی سال‌های اخیر بگویید و براساس دیدگاههای خویش تحلیل كنید، هنگامی كه به انتخابات مجلس خبرگان در سال 1386 می‌رسید، سكوت می‌كنید؟! چرا وقتی از نتایج خیره‌كننده آن انتخابات و فاصله رأی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با نفر دوم پرسیده می‌شود، حضور ناظران بی‌شمار ایشان در همه صندوق‌های حوزه انتخابیه استان تهران را دلیل می‌آورید؟ آیا این دلیل در قرینه خویش پاسخی غیر از این دارد كه اگر ناظران آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هنگام شمارش آرا نبودند، نتیجه انتخابات غیر از این بود؟



مگر نمی‌دانید در همان انتخابات وقتی مقام معظم رهبری حضور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات خبرگان را «متعین» می‌خوانند، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم نام‌نویسی خویش را مشروط به عدم دخالت نهادهای غیرمسئول در انتخابات می‌كنند و مقام معظم رهبری هم می‌فرمایند: «این شرایط را فراهم می‌كنم»؟!



چرا وقتی بحث انتخابات مجلس ششم می‌شود، فقط و فقط به خاطر عقده‌های قدیمی و كینه‌های شخصی با لباس اصول‌گرایان، مروج اندیشه‌های آن مبلغ سكولاریسم می‌شوید؟ چرا فكر نمی‌كنید كه مقدمه انقلاب‌ستیزی و اسلام‌ستیزی نویسنده كتاب كذایی عالی جناب سرخ‌پوش هم مثل بعضی از شماها هاشمی‌ستیزی بوده است؟!



چرا در بیان نتایج انتخابات مجلس ششم در سال 1378 نعل وارونه می‌زنید؟ مگر نمی‌دانید با شمارش مجدد تنها 20 درصد صندوق‌های حوزه انتخابیه تهران، كه توسط شورای نگهبان انجام می‌گرفت، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از رتبه سی‌ام به نوزدهم رسید؟ مگر نمی‌دانید وقتی آن آبروریزی داشت اساس انتخابات را زیر سؤال می‌برد، رهبر معظم انقلاب دستور توقف بازشماری را صادر فرمودند؟



در فرازی دیگر از نامه به جفاهای اصلاح‌طلبان در حق آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اشاره شده و آمده است كه آن موقع «همین بسیجی‌ها و امت حزب‌الله بودند كه به میدان دفاع از جناب‌عالی آمدند.»



اولاً جفای در حق آیت‌الله هاشمی رفسنجانی معطوف به عملكرد افراطیون دیروز اصلاح‌طلبی و افراطیون امروز اصول‌گرایی نیست. اگر اسناد به اصطلاح تاریخی ساواك در قبل از پیروزی انقلاب را ورق می‌زدید، می‌خواندید كه شیخ اكبر هاشمی 40 میلیون تومان به خرابكاران اجتماعی پیرو امام خمینی(ره) كمك كرده است. اگر تورق آن اوراق را در شأن روحیه دین‌مداری خویش نمی‌دانید، تاریخ دو سه سال اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی را بخوانید كه تهمت‌ها و توهین‌های امروز روزنامه وطن امروز، تكرار مطالب روزنامه «انقلاب اسلامی» دیروز است كه توسط بنی صدر مدیریت و منتشر می‌شد.



ثانیاً تفاوت آنها با شما در هتك حرمت شخصیت‌های مؤثر انقلاب اسلامی چون شهید هاشمی‌نژاد، شهید بهشتی، شهید مفتح، شهید مطهری، شهید رجایی، شهید باهنر، آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، در نوع عملیات ترور فیزیكی و شخصیتی است.



تفاوت دیگر این است كه اگر آن روز، گروهی هاشمی‌ستیزی را نردبانی برای روحانی‌ستیزی و اسلام‌ستیزی خویش قرار می‌دادند، فوراً با نهیب «این تذهبون» امام مواجه می‌شدند و امروز سكوت مصلحت‌آمیز رهبری معظم انقلاب كه در نامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به آن اشاره شده، كار را به جایی رسانده كه یك نامزد به خود اجازه می‌دهد جلوی 50 میلیون بیننده تلویزیونی دروغ و تهمت بزند و روزنامه‌های همسو قسم یاد كنند كه با بهانه و بی‌بهانه هاشمی‌ستیزی را تیترهای اول و دوم هر روز خویش كنند.



ثالثاً، امت حزب‌الله و بسیجی‌های واقعی دیروز كه با قانون سهمیه حضور رزمندگان در دانشگاهها، محققان و استادان دانشجویان امروز هستند و با اعتراف نماینده ولی فقیه در دانشگاهها 70 درصد با افراطیونی چون شما نیستند، خون دل می‌خورند و وقتی می‌بینند به بهانه‌های سیاسی، فرمانده شهدا، بسیجیان، سپاهیان و ارتشیان در 8 سال دفاع مقدس آماج تهمت‌ها قرار می‌گیرد و به قول خویش در آن نامه صبوری پیشه می‌كند، بر مظلومیت شهدا و فرمانده‌شان اشك می‌ریزند. مشكل اینجاست كه اول بسیجیان قدیم را خانه‌نشین كردید و سپس لباس آنان را پوشیدید و به فرمانده‌شان می‌تازید. حكایتی كه یادآور آن واقعه‌ای است كه شخصی به آیت‌الله العظمی بروجردی عرض كرد كه یك روحانی را در حال دزدی گرفتند و حضرتش برآشفت و گفت: نگویید یك روحانی دزدی می‌كرد، بگویید دزدی لباس روحانیت پوشیده بود.



رابعاً، گیریم كه گروه اندك شما همان گروه كثیر مردمی حامیان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در توطئه‌های تجزیه‌طلبی و شورش‌های كور و بعدها در غائله 14 اسفند 1360 و بعدها در غائله اسفندماه 1378 است، چه شده است كه كفاره آن حمایت‌ها را، تهمت‌های امروز قرار داده‌اید و عمق گناهی كه برای آن حمایت‌ها احساس می‌كنید، چقدر است كه تهمت را با توهین آمیخته‌اید، كلاه انصاف از سر گرفته‌اید و لباس بی‌تقوایی به تن كرده‌اید؟



دور از شأن شما در ادعای اصول‌گرایی و سیاستمداری است كه در نقادی‌ها این‌گونه ناشیانه قلم روزنامه‌نگاری به دست گیرید و در یك متن به اصطلاح نامه دچار تضاد‌های آن‌چنانی شوید!!!



از یك طرف شكست آقای ناطق نوری در انتخابات 76 را نتیجه به تنگ آمدن مردم از سیاست‌های دولت سازندگی می‌دانید و از طرف دیگر به میدان آمدن فرزندان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حزب كارگزاران را عامل پیروزی آقای خاتمی در همان انتخابات می‌دانید!!



از یك طرف پیش‌بینی‌های اظهر من الشمس نارضایتی مردم از سوی رئیس عالی‌ترین مجمع مشورتی مقام معظم رهبری به ایشان را القای تقلب در انتخابات می‌دانید و از طرف دیگر جمله معروف آن نماینده مجلس را كه می‌گفت: «باشید تا رأی 24 میلیونی آقای احمدی‌نژاد را در فردای انتخابات ببینید» حاصل درایت و دوراندیشی می‌دانید؟!!



از یك طرف قانون وضع می‌كنید كه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌بایست برای افزایش «مشاركت حداقلی» در قبال سیل تهمت‌ها و توهین‌ها و دروغ‌ها تا پس از انتخابات ریاست جمهوری سكوت اختیار می‌كرد و از طرف دیگر حكم شرعی می‌دهید كه آن نامزد انتخابات برای افزایش «مشاركت حداكثری» دروغ‌های مناظره را در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های انتخاباتی تكرار كند!!!



از یك طرف می‌گویید «ما نمی‌گوییم نامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با نیت تقویت اردوكشی خیابانی نوشته شده و از طرف دیگر در چند سطر پایین‌تر می‌گویند «نامه هاشمی برای پشتیبانی از آشوبگران نوشته شده بود.»



از یك طرف ابراز نگرانی می‌كنید كه فلان تئوریسین اجتماعی كه به غرب گریخته، در نوشته‌های خویش اختلاف مسئولان عالی‌رتبه نظام را القا می‌كند و از طرف دیگر برای فراگیری این القای شیطانی از هیچ روزنی دریغ نمی‌كنید؟!



این بی‌انصافی‌ها نتیجه كدام نوع نگاه به مسئولان جمهوری اسلامی است؟ چرا برای جبران ضعف عملكرد خویش در اقتصاد و فرهنگ، راه چاره را دشمن‌تراشی از میان انقلابیون سابق می‌دانید؟ اگر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی سكوت اختیار می‌كنند، برآشفته می‌شوید و وقتی لب به سخن می‌گشاید كه اساس اسلام با رأی مردم بود و خواهد بود، آشفته‌تر می‌شوید؟!



نویسنده نامه كه گویا نمایندگی همكاران رسانه‌ای خویش در یك جناح خاص را در نگارش این نامه به دوش می‌كشد، در هر جای نامه كه فرصتی دست داد، مظلوم‌نمایی كرده و از شكایت سخن گفت؟!!



شكایتی كه هرگز و هیچ‌گاه شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از رسانه یا فردی نكرده است؟!!



امید آنكه این مرقومه كوتاه، پاسخ به همه تهمت‌ها و توهین‌هایی باشد كه از یك سال گذشته و همزمان با مناظره تلویزیونی شب 13 خرداد كلید خورد و هنوز هم ادامه دارد، هرچند می‌دانیم هدف نویسندگانی از این دست شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی نیست، وگرنه با كمترین تأمل در سخنرانی‌های دو همسنگر دیرین یعنی آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پی خواهند برد كه القای اختلاف آن دو بزرگوار یك «توهم» بیش نیست

شاید یكی از گناهان نابخشودنی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از دیدگاه مدعیان دروغین پیرو خط امام و رهبری كه این‌گونه هتاكانه به ایشان می‌تازند، عنایت ویژه امام به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی باشد كه «وجود ایشان را برای انقلاب مفید می‌دانستند.»



و چه زیبا و دقیق آن عبد صالح در 28 سال قبل پیش‌بینی فرمودند: «... احتمال قوی می‌دهم كه بعد از من برای انتقام‌جویی از من به بعضی از نزدیكان و دوستانم تهمت‌های ناروا بزنند و به آتشی كه باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند...» (صحیفه نور، جلد 17، ص‌90)



برای حسن ختام توجه كسانی كه خود را در خط امام می‌دانند و هتاكانه به حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌تازند، به خاطره‌ای از آیت‌الله حائری شیرازی جلب می‌نماییم كه روزنامه دولتی ایران در تاریخ 12/3/1389 نقل و منتشر كرده است: «حضرت آیت‌الله‌ العظمی خامنه‌ای در دوران ریاست جمهوری به من فرموده بودند هر زمان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مسافرت می‌رفت، امام(ره) گوسفندی را برای سلامتی ایشان قربانی می‌كردند و زمانی كه ایشان از سفر بازمی‌گشت نیز امام(ره)گوسفند دیگری را به شكرانه سلامتی‌اش قربانی می‌كردند و برای ایشان اهمیت ویژه‌ای قائل بودند و معتقد بودند كه وجود آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای انقلاب لازم است.»



امید آنكه در بیان تاریخ و خاطرات دوران مبارزه و پیروزی، حبّ و بغض‌ها مانع بیان حقیقت‌ها نشود و بیان واقعیت‌ها متقدم بر همه دروغ‌ها باشد كه این بهترین كار برای رسانه و ارباب رسانه‌هاست.



والسلام علی من اتبع الهدی

Tuesday, June 8, 2010

آرزوهایی از ویکتور هوگو

اول از همه برایت آرزومندم كه عاشق شوی،



و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد،



و اگر اینگونه نیست، تنهائیت كوتاه باشد،



و پس از تنهائیت، نفرت از كسی نیابی.



آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،



بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی كنی.







برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،



از جمله دوستان بد و ناپایدار،



برخی نادوست، و برخی دوستدار



كه دست كم یكی در میانشان



بی تردید مورد اعتمادت باشد.



و چون زندگی بدین گونه است،



برایت آرزومندم كه دشمن نیز داشته باشی،



نه كم و نه زیاد، درست به اندازه،



تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،



كه دست كم یكی از آنها اعتراضش به حق باشد،



تا كه زیاده به خودت غرّه نشوی.



و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی



نه خیلی غیرضروری،



تا در لحظات سخت



وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است



همین مفید بودن كافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.







همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی



نه با كسانی كه اشتباهات كوچك میكنند



چون این كارِ ساده ای است،



بلكه با كسانی كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میكنند



و با كاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.



و امیدوام اگر جوان كه هستی



خیلی به تعجیل، رسیده نشوی



و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی



و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی



چرا كه هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد



و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.



امیدوارم حیوانی را نوازش كنی



به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یك سَهره گوش كنی



وقتی كه آوای سحرگاهیش را سر می دهد.



چرا كه به این طریق



احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.





امیدوارم كه دانه ای هم بر خاك بفشانی



هرچند خُرد بوده باشد



و با روئیدنش همراه شوی



تا دریابی چقدر زندگی در یك درخت وجود دارد..



بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی



زیرا در عمل به آن نیازمندی



و برای اینكه سالی یك بار



پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.



فقط برای اینكه روشن كنی كدامتان اربابِ دیگری است!



و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

كه اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

 
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید

 
اگر همه ی اینها كه گفتم فراهم شد

 
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو كنم

امروز صبح مهدی کروبی و میرحسین موسوی در کنفرانسی خبری به سوالات خبرنگاران مختلف از سراسر جهان پاسخ دادند




این کنفرانس خبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی به صورت مشترک به سوالات خبرنگاران در حوزه های مختلف پاسخ دادند

مشروح کامل این کنفرانس خبری و فیلم آن به زودی منتشر میشود

گزارش تصويري ديدار موسوي و کروبي

Monday, June 7, 2010

دقایقی پیش صورت گرفت / دیدار مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی


مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی دو تن از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات امروز با یکدیگر دیدار کردند

به گزارش ادوارنیوز این دیدار به میزبانی مهدی کروبی و به منظور بررسی حوادث روز 14 خرداد و هتک حرمت صورت گرفته به نوه بنیانگزار جمهوری اسلامی انجام شده است و قرار است در این دیدار تصمیمات جدید جهت برگزاری مراسم راهپیمایی 22 خرداد نیز اتخاذ گردد

روایت مهدی خزعلی از آنهایی که از شب قبل به حرم امام برده شده بودند


همرزمان! این قرآن های سر نیزه دروغ است فریب نخورید



بیست و یک سال از رحلت امام (ره) می گذرد، در مراسم سوگ او در کنار مرقدش نواده او را منافق می خوانند و اجازه نمی دهند سخن بگوید! سوت و کف برای این است که صدای فرزند یادگار امام را نشنوند و نگذارند تا صدایی از بیت امام به مردم برسد! تاریخ تکرار می شود، سی سال از رحلت پیامبر نگذشته بود که حسن علیه السلام را خانه نشین می کنند و در برابرش به منبر رفته و به وصی پیامبر اسائه ادب می کنند، فرزندان بوسفیان پیامبر را مصادره کرده و اولاد او را خارجی می خوانند! ده سال بعد جنازه سبط اکبر را تیرباران کرده و اجازه نمی دهند در خانه جدش یا پدرش دفن شود! بیست سال بعد در کربلا، آب را بر حسین علیه السلام می بندند و چون می خواهد کوفیان را هشدار دهد، با سوت و کف و هلهله مانع رسیدن سخن نواده رسول خدا(ص) به مردم می شوند.

ما را چه شده است؟ دختران امام و همسر یادگار امام در اعتراض به حرمت شکنان، مجلس عزای پدر را ترک می کنند و به زنان مسئولین رده بالای حاضر در مجلس عتاب می کنند که شما هر چه دارید از پدر ما دارید و با ما چنین می کنید! این عتاب مرا به یاد عتاب زینب کبری و امام سجاد( علیهما السلام) در مجلس ابن زیاد و مسجد شام می اندازد، زینب آنها را ” یابن الطلقاء ” خطاب می کند.

آری تاریخ تکرار می شود، تنها یادگار پیامبر پس از او، اندکی در میان امت درنگ کرده و به دیدار پدر می شتابد، قاتلین اصرار دارند تا شهادت زهرای مرضیه( سلام الله علیها ) را مرگ طبیعی بنامند!می گویند او نه به واسطه میخ در و سیلی و پهلوی شکسته و جنین افکنده به شهادت رسید، بلکه در جوانی در بستر اجلش رسید!، یادگار امام راحل نیز اندکی درنگ کرد و به پدر پیوست او نیز به مرگ طبیعی ، درجوانی و در بستراجلش رسید، نمی دانم شاید دیر یا زود اجل فرزند یادگار امام هم برسد، البته به مرگ طبیعی و در بستر!

عجیب است که فرزند بوسفیان تا سال ۶۰ هجری می ماند و حکومت می کند! و عجیب تر این که آنگونه در بوقهای تبلیغاتی خود می دمد که علی(علیه السلام) آن اسوه عدالت و تقوا را بی نماز می خوانند و سب علی را مستحب می دانند و چله سب علی می گیرند! تا حاجت روا شوند! پس از او حسین ابن علی علیه السلام را خارجی و منافق می خوانند و به عنوان محارب با خدا و رسول او را سر می برند!

اتفاقی که امروز رخ داد بی شباهت به صدر اسلام نیست، در جوار مرقد امام، یاران امام را منافق می خوانندو تهدید می کنند، آن روز علی و فاطمه، حسن و حسین ( علیهم السلام) ، سلمان و مقداد، ابوذر و عمارهمه خانه نشین شدند و امروز فرزندان امام راحل، شهید مظلوم بهشتی، استاد شهید مطهری، شهید عدالت قدوسی، شهید حوزه و دانشگاه مفتح،مبارز شهید منتظری،شهید غفاری، شهدای محراب( صدوقی ، اشرفی اصفهانی ، دستغیب و مدنی)، رئیس جمهور شهید رجایی، سرداران شهید همت و باکری و هزاران هزار شهید دیگر را منافق می خوانند!، کسانی که عزیزانشان را در راه انقلاب داده اند و به پاسداری خون عزیزانشان برخاسته اند.

امت حزب الله؛ بسیجیان روح الله؛ خیبریون؛ بدریون؛ قدری درنگ کنید، نمی توان این خیل عظیم یادگاران شهدا را منافق خواند! نمی توان باور کرد این همه بیراهه روند و عده ای تازه به دوران رسیده و جبهه ندیده در صراط حق باشند،نه، هرگز!

همرزمان؛ فریب معاویه و عمرعاص را نخورید، قرآن های بر نیزه دروغ است، کسانی که به قرآن اعتقاد دارند آن را بر نیزه نمی کنند، اگر هتک حرمتی هم در گوشه ای بشود آن را در بوق و کرنا نمی کنند، اصحاب معاویه قرآن بر نیزه می کنند و پیراهن عثمان را بهانه جنگ و قتال قرار می دهند و اصحاب علی چون شهدای ما جان می بازند. بیایید راه شهدای انقلاب را پی گیریم، باور کنید کسی در عاشورا قران نسوزاند ، کسی عکس امام راحل را پاره نکرد و کسی به امام حسین علیه السلام اسائه ادب نکرد، جز اصحاب معاویه که برای فریب افکار عمومی قران و امام حسین و عکس امام را مستمسک قرار دادند و با این حربه لشگر کشی کردند.

اما شما دیدید کسانی را که از شب قبل با لباس شخصی در حرم امام جا گرفتند تا حرمت امام و بیت امام را در سالگرد امام بشکنند، این بازی بچه گانه کی تمام می شود؟

فرزند من نیز با بچه های پایگاه بسیج – البته با لباس شخصی – ساعت ۵ صبح به حرم امام می رود، حرم امام پر از نیروهای لباس شخصی است که از اقصی نقاط کشورآورده شده اند تا شعار دهند، شعارها نیزازقبل طراحی شده است ( نواده روح الله سید حسن نصرالله ) که در دل آن نفی سید حسن خمینی مستتر است، سخنرانی احمدی نژاد را هم به برنامه اضافه می کنند تا همه را تحریک کند، زمان تنظیمی برای سخنان احمدی نژاد تا ساعت ۱۲می باشد، رهبری می گوید : من باید خطبه ها را ساعت ۱۲٫۳۰ شروع کنم، و آقای … برای احمدی نژاد می نویسد که صحبت را تا ۱۲٫۳۰ ادامه دهید! تذکرات کتبی و شفاهی آقای انصاری ( مسئول ستاد مراسم ) در مورد اتمام وقت احمدی نژاد نادیده گرفته می شود، تا جایی که احمدی نژاد درمقابل دوربین همه خبرنگاران و پشت تریبون بد اخلاقی کرده و آقای انصاری را با پرخاش از جایگاه بیرون می کند.

بگذریم، ۱۴ خرداد که می توانست مظهر وحدت یاران امام باشد با سوء تدبیر بچه گانه ای موجب تفرقه و اختلاف شد، این بار بیت امام را آزردیم، اگر این مسیر ادامه یابد، دیری نمی پاید که علی می ماند و حوضش

کاریکاتور > خانواده درگیر. مانا نيستاني

Sunday, June 6, 2010

حضرت آیت الله العظمی صانعی در جواني

حضرت آیت الله العظمی صانعی خطاب به نوه گرانقدر حضرت امام




حضرت آیت الله العظمی صانعی در تماس تلفنی با حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی نوه گرانقدر حضرت امام (سلام الله علیه) ضمن ابراز تأسف از اهانت و جسارت برنامه ریزی شده عده ای معلوم الحال در مراسم بیست و یکمین سالگرد رحلت آن امام عظیم الشأن، خطاب به ایشان فرمودند « شما با آن پاسخ سنجیده و با تمسک به آیه شریفه “وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاَماً” تمام نقشه های آنان را نقش بر آب کردید و ملت هم به خوبی متوجه این قضیه شدند



به گزارش وب سایت رسمی آیت الله صانعی، ایشان با بیان اینکه عاملین و آمرین این مسئله دچار جنون سیاسی شده اند فرمودند: «اگرچه ظاهر این حرکت تأسف بار بود اما در واقع باید متوجه بود این اقدام به نفع اسلام و به نفع اهداف حضرت امام (سلام الله علیه) تمام شد.»



ایشان افزودند: «اگر اینها دچار جنون سیاسی نشده بودند نمی آمدند در مقابل بیش از صدها خبرنگار داخلی و خارجی جلوی ابراز سخن و مطلبی که در حال پخش مستقیم از رسانه است را بگیرند، جلوی آزادی بیان و آزادی شنیدن مردم را بگیرند.»



آیت الله صانعی با بیان اینکه جلوی آزادی بیان را با هو و جنجال نمی شود گرفت فرمودند: «این حرکت دلیل ضعف آنهاست و دلیل بر این است که اراده و مشیت خداوند بر این است که نقشه های آنان نقش بر آب شود.»



معظم له با بیان اینکه به نظر می رسد این افراد برای این اقدام و این حرکت مدت ها طراحی و برنامه ریزی کرده بودند فرمودند: «کسانی که این نقشه ها را می کشند اعم از عامل و آمر و محرک امروز ناتوان از حل معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و بین المللی مملکت شده اند لذا برای انحراف افکار عمومی جامعه به چنین اقداماتی متوسل می شوند، آنها می خواهند سخن امروز مردم غیر از درد مردم باشد اما من امیدوارم آقایان به هوش بیایند و در خط امام قرار بگیرند.»



ایشان با اشاره به جایگاه علمی نوه گرانقدر حضرت امام خطاب به ایشان گفتند: «شما امروز از جایگاه فقهی خوبی برخوردارید، مطمئناً چاپ اثر شما در حوزه فقه و فلسفه اینها را ناراحت کرده است و آنها را وادار به انجام چنین حرکاتی نموده است اما مطمئن باشید که امروز عظمت امام و محبوبیت شما با این اقدام چندین برابر شد من خانواده هایی را دیدم که گریه می کردند و از این رخداد متأثر بودند اما به آنها گفتم که ناراحت نباشید چرا که اینها با این اقدامات با دست خودشان، خودشان را از بین می برند که ” تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِیَدِکَ الخَیْرُ”».